تبليغاتX
کلید باغ بهشت کجاست؟
 

بنام خدای فاطمه(س)...

بسم الرب الحسین علیه السلام

سلام

..باورم نمیشود.....امروزوقتی سراغ کلید باغ بهشت آمدم ...و دیدم حدود ۱۵ ماه است چیزی اینجا ننوشته ام!!!!....این قافله عمر عجب میگذرد......

دیدم آخرین مطلبی که اینجا نوشته بودم درخصوص بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها بود......وچه جالب این روزها که خدا فاطمه کوچولویی به ماعنایت کرده دوباره دلم تنگ این وبلاگم شده...

واینروزها آنچه بسیاردلتنگم میکند غربت بیش ازحدفرهنگ فاطمی وعلوی است....وبه جرات میتوانم بگویم که شایددر هیچ مقطع تاریخی فرهنگ تشیع علوی اینگونه پیچیده وناجوانمردانه در معرض تهدید وهجوم نبوده........

یاحجة بن الحسن عجل علی ظهورک......

یاعلی مدد.


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت


سلامي به عمق بغض اميرالمومنين در طول تاریخ اسلام ...

بسم الرب الحسين عليه السلام

سلام مولاجان.....

اي امير دلها ،شيرمردان،عزيزترين خلق خدا نزد خدا وحبيب خدا........

سلام،.....سلامي با چشمان گريان و دلي آكنده از بغضي جانكاه و جان ستان.......

آقاجانم ،بعد از بيشتر از 1400سال ،اين ايام كه ميرسد من روسياه آلوده ،دلم به در وديوار ميزند ،ديوانه ميشود،بغض ميكند،بهانه مي گيرد،با كوچكترين بهانه مربوط ونامربوط قفل اشكم ميشكند........

آري ،من كه فقط ذكر فضائل فاطمه سلام الله عليها را شنيده ام ويا در كتاب ها خوانده ام ......

ولي آقاجانم ،مولاي من شمائي كه در خانه فاطمه سلام الله عليها بزرگ شده ايد شما كه قد كشيدن و رشد ايشان را ديده ايد و پدر فاطمه عليه السلام سرپرستتان بوده.....شمايئ كه رسول خدا خود فرموده از سرشت همديگر آفريده شده ايد و شمايي كه همسري عاشق وشيفته براي ايشان بوده ايد و باهم سالها زندگي كرده ايد ،شما چه حالي داريد .......

مولا جان مرا ببخشيد،قسم به جان فاطمه مرا ببخشيد ولي آنروز چگونه تاب آورديد ؟........

رسول خدا صلي الله عليه وآله در گوش جان شما چه چيزي زمزمه كرده بودند و درواپسين روزهاي عمرشان آنگاه كه همه را بيرون ميفرستادند در خلوت چه عهدي از جانب خداي متعال از شما گرفتند كه :«فاتح خيبر،كسي كه عمربن عبدود پهلوان عرب را در نوجواني به زمين كوبيد ،كسي كه در وانفساي احد يك تنه از جان مبارك پيامبر ،به اذن خدا،محافظت كرد،كسي كه در ليله المبيت در بستر پيامبر خوابيد تا افتخار همسفري با پيامبردر غار به غاصب خلافت برسد،كسي كه آوازه ضربات ذوالفقارش رعشه بر جان دشمنان مي انداخت »،بنشيند ،مظلومانه ببيند و اشك بريزد و تحمل كند و دم برنياورد............ 

شايد اگر نمي دانستم قدرت و جرات حيدريتان را اينقدر نا آرامي نميكردم....شايد ديگر هر وقت پايم به بارگاه ملكوتيتان ميرسيد ساعتها ديوانه وار در كنار ضريح مطهرتان فرياد وضجه نمي كشيدم كه با شما وفاطمه چه كردند و شما.....

آري مولا جان ابهت حرم وضريحتان رعشه بر جان من عاشق مياندازد چه برسد وجود مباركتان در برابر دشمنان  بي بته.....ولي با اينحال آنروز سياه اتفاق افتاد......و علي عليه السلام تحمل كرد...وبعدها هم فقط در چاه فرياد ميكشيد....همان چاههايي كه اكنون وقتي من از خود بيخود در نخلستانهاي اطراف خانه تان دنبالشان ميگردم مرا ميگيرند و برميگردانند........

آقا جان در اين ايام طاقت سياه پوشيدن وسياه پوش ديدن ندارم  چون ديوانه ميشوم هر چه ميخواهم فراموش كنم باز وقتي چشمم به سياهي تن ومناسبتش مي افتد،ديوانه ميشوم و مردم كوچه وبازار و همكاران و همسايه ها دلسوزانه وبا ترحم نگاهم ميكنند......؟!!!!!ومن طاقت ندارم.......

آقاجانم،مولاي من يكسال انتظار ميكشيم تا دهه عاشورا برسدو هر شب پر شور تر از گذشته در مراسم عزاداري فرزندتان با افتخار شركت ميكنيم...ولي مولا جان ، اين ايام كه مي آيد نمي توانم پاي روضه هاي حضرت زهرا بنشينم ،واين بغض و دربه دريم را بيشتر ميكند ،نميتوانم بشنوم وبا تمام قدرت صدايم عربده نكشم...كه اگر صدايم را رها كنم همه چپ چپ نگاهم ميكنند،پيش خود حتما ميگويند پولش داده اند مجلس را گرم كند...يا...

و آنگاه وقتي به ياد شما مي افتم وقدرت تحمل واطاعتتان از فرمان الهي آن موقع است كه ميفهمم :«چرا علي علیه السلام در تاريخ بشريت يگانه است......»

ياعلي مدد.  


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت


نامه ای به شهدا.....

بـــــســــــــــــــم الــــــــــرب الحـــــــســـــــــــين عليـــــــــــــــــه الســـــــــــــــلام

سلام

درتب وتاب تهيه مطلبي به مناسبت روز معلم بودم كه پيشنهاد دوست قديمي«مدير وبلاگشلمچه» بدستم رسيد اول به خودم گفتم من روسياه چه بنويسم ولي بعد با مشاهده چند مطلب مصمم شدم درد و دلهايم را براي شهدا بنويسم:
اي شهداي عزيز ،شمائي كه امسال ما را به زيارت سرزمينهاي آسماني دفاع مقدس برديد وبا نشان دادن جلوه هاي معنوي و آسماني عشق و از خودگذشتگي و  شهادت وايثار ديگر به ما اجازه نميدهيد سكوت كنيم .....عكسهائي ديدم از فرزندان سرزمين ايران ،همانهايي كه شما براي طلايي شدن آينده شان پا در قتلگاههاي طلاييه و شلمچه و دهلاويه وشرهاني گذاشتيد...آري اينها كودكان سرزمين ما هستند:

وبعد نا خودآگاه به ياد صفهاي طولاني و ازدحام مردم سرزمينم در باجه هاي بانك ملت افتادم كه از اواخر اسفند شروع شده و قرار است تا خرداد ماه ادامه داشته باشد،تا هر نفر نيم ميليون بدهد وبراي چندمين بار خود واهل وعيالش حتي فرزند چند ساله يا چند ماهه شان به حج عمره بروند!!!!آنهم از سال 89 به بعد با تععين اولويت در قرعه كشي كه با اين استقبال معلوم نيست تا چند سال طول بكشد؟

آيا ما بدنبال انجام فرائض ديني و دستورات اسلام هستيم؟!!!!


براستي پیامبر اسلام در مدت عمر مبارک خود چند بار حج عمره و تمتع

انجام داد؟

به رغم آن که پیامبر اسلام میان همگان، به ویژه مسلمانان جایگاه بس بلند دارد، ولى بخش هایى از زندگانى حضرت ابهام دارد، یکى از بخش‏هاى زندگانى حضرت انجام فریضه حج تمتع و عمره است، در تاریخ زندگى پیامبر(ص) دقیقا روشن نیست که حضرت قبل و بعد از بعثت تا زمان هجرت چند حج عمره و تمتع انجام دارد، ولى آن چه مشهور است و مورخان و سیره

نگاران به آن پرداخته‏اند، این است که حضرت بعد از

هجرت یک عمره انجام داد (1) که از آن به عنوان «عمره

 

القضاء» یاد مى‏شود.(2) و یک حج تمتع انجام داده که به

 عنوان «حجه الوداع» مشهور است.(3)


در سال ششم هجرى پیامبر(ص) با هزارو پانصد تن از یاران خود به قصد زیارت خانه خدا عازم مکه شد، ولى در آن سا ل به علت ممانعت مشرکان قریش این کار صورت نگرفت و حضرت با آن‏ها به این صورت صلح نمود که این سال به مدینه بر گردند و سال دیگر به مکه آیند و سه روز مشرکان شهر مکه را تخلیه کنند، تا اعمال عمره را انجام دهند که به صلح حدیبه معروف شد.(4)
در هفتم ذى القعده پیامبر اسلام اعلام نمود، کسانى که در سال گذشته موفق به انجام عمره نشدند، مى‏توانند به عمره بروند؛ از این رو دو هزار نفر از مسلمانان عازم مکه شدند و عمره را انجام دادند.(5)
پیامبر در ذوالقعده سال دهم هجرت دستور داد که در شهر مدینه و میان قبایل اعلان کنند که پیامبر امسال عازم زیارت خانه خدا است. این اطلاعیه، شوق و علاقه فراوانى را در دل گروه عظیمى از مسلمانان بر انگیخت و به دنبال آن هزاران نفر در اطراف مدینه خیمه زدند و همگى در انتظار حرکت پیامبر بودند(6) پیامبر اسلام(ص) با تعداد زیادى از مسلمانان عازم مکه شد و فریضه حج را انجام دادند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
1 - سیره ابن هشام، ج 4، ص 17؛ فروغ ابدیت، ج 2، ص 281 - 286.
2- فروغ ابدین، ص 257.
3 - همان، ص 457 - 465؛ معارف و معاریف، ج 4، ص 398.
4 - لغت نامه دهخدا، ج 6، ص 7729- 7773؛ فروغ ابدیت؛ از ص 183 به بعد.
5- مصطفى دشتى، معارف و معاریف، ج 7، ص 526؛ فروغ ابدیت، ج 2، ص 458.
6- فروغ ابدیت، ج 2، ص 457؛ سیره حلبى، ج 3، ص 289
وصیت های امیرالمومنین علی علیه السلام


الله الله فی الایتام فلا تغبوا افواههم ولا یضیعوا بحضرتكم.والله الله فی جیرانكم فانهم وصیة نبیكم.ما زال یوصی بهم حتى ظننا انه سیورثهم.

خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.

خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبت‏به همسایگان سفارش مى‏فرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیه‏اى از ارث برایشان قرار خواهد داد.

والله الله فی الجهاد باموالكم وانفسكم و السنتكم فی سبیل الله. وعلیكم بالتواصل والتباذل وایاكم والتدابر و التقاطع. لا تتركوا الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فیولى علیكم شراركم ثم تدعون فلا یستجاب لكم.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مى‏شوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمى‏گردد.

سپس فرمود:

این وصیت رسول خداست و عهد اوست‏با من،پس من،اى گروهى كه به فرمان خدا برپائید و دین او را پاسدارى مى‏نمائید و در گرفتن حق یتیمان و درویشان پابرجایید،شما را پس از خود به تقوى وصیت میكنم و از فریفته شدن به زر و زیور آن مى‏پرهیزانم كه دنیا كالاى فریب است.

از راه دل‏بستگان به دنیا به یكسو شوید،آنان كه غفلت‏بر دلهاشان پرده افكنده است تا آنكه آنرا كه گمان نمى‏بردند(عذاب الهى)به سویشان آمد،حالى كه آگاه نبودند گرفتار شدند.
منبع: كتاب على از زبان على یا زندگانى امیرالمومنین(ع) صفحه 168 دكتر سید جعفر شهیدى

امام صادق (علیه السلام) بواسطه پدران گرامیشان از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می‌نمایند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به آن حضرت فرمودند: "یا علی! تو را وصیتی می‌کنم که آن را محافظت کن، پس مادامیکه وصیت مرا مورد عمل قرار دهی، در خیر و سعادت خواهی بود:

•    یا علی، چهار خصلت است که هر کس آنها را دارا باشد، خداوند برای او خانه ای در بهشت می‌سازد: کسی که یتیمی را پناه دهد، و به ناتوانی ترحم کند، و به پدر و مادرش نیکی کند، و به زیردستانش با محبت رفتار نماید.

•    یا علی، شایسته است که مومنین دارای هشت خصلت باشند:

وقار در هنگام مصیبتهای بزرگ، شکیبایی در هنگام ابتلا و گرفتاری،

سپاسگزاری در هنگام وسعت زندگی، قناعت به آنچه که خداوند به او داده

است، ظلم نکردن به دشمنان، تحمیل نکردن خود به دوستان، گرفتن

ناراحتی بر خویشتن و آسایش مردم از دست او.برگرفته از :

کتاب من لا یحضره الفقیه، تالیف شیخ صدوق (ره)، جلد 4، صفحه 352

آري اين مطالب را براي ياد آوري خودم ومستند نقل كردم تا شما را شاهد

بگيرم كه كارهاي ما نه بر سنت رسول الله است نه با توصيه هاي اميرالمومنين و ائمه همخواني دارد.

براستي با هر فيش حج عمره به چند كودك يتيم ميتوان رسيدگي كرد؟در تهيه جهيزيه به چند دختر بي سرپرست ميتوان كمك كرد؟وبسياري چراها وچندهاي ديگر.....

آري اي شاهدان هميشه حاضر شما قضاوت كنيد كه ما با اموالمان كه وديعه الهي است داريم چه ميكنيم ؟!!!خوشا بحال شما كه درموقع انتخاب چه زيبا برگزيديد...و

واي بر ما.......


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:30 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به پیشگاه کریمه اهل بیت علیهماالسلام........

بسم الرب الحسين عليه السلام


به چند دليل تصميم گرفتم چند نكته بنويسم:1-ايام رحلت خانم فاطمه معصومه 2- قراري كه با مولايمان گذاشته ام و امشب هم شب جمعه است 3-براي دل بعضي از اين بلاگ تا پلاكيها!!!.....



اما....در خصوص زندگي و شرح حال خانم كه الحمدلله همه آگاهي كامل دارند ..فقط به يك نكته اشاره كنم :


آيا ميدانيد علت هجرت خانواده آيــت الله العظمي مرعشي نجفي به ايران چه بوده؟


....پدر ايشان نذر ميكنند چهل شب مراسمي برگزار كنند تا اهل بيت به نحوي مرقد مطهر خانم فاطمه زهرا سلام الله عليها را به ايشان بنمايانند...در شب 37 يا38 درعالم رويا خدمت آقا امام صادق عليه السلام ميرسند ،به ايشان خطاب ميشود چرا پريشانيد ؟برشما باد زيارت قبر حضرت فاطمه آقاي مرعشي سريعا ميگويند :اتفاقا براي همين من چهل شب نذر كرده ام كه شما به نحوي مرقد مطهر ايشان را به ما بنمايانيد ..


حضرت ميفرمايند نه،منظور ما قبر مطهر عمه مكرممان فاطمه معصومه است كه در شهر قم است و شما هر منزلت و بزرگداشتي براي مادرمان داريد آنجا بجا بياوريد كه همان ثواب ومنزلت قبر گمشده مادرمان را دارد....


فردا صبح آيت الله مرعشي به اتفاق همه خانواده آماده عزيمت به ايران و شهر قم ميشوند .....و براي هميشه در جوار اين مرقد مطهر اقامت كرده ودر جهت خدمت در آن اهتمام ميورزند به نحوي كه فرزند ايشان آيت الله العظمي مرعشي نجفي نيز تا آخر عمر شريف خود خادم افتخاري مرقد مطهر حضرت معصومه عليها السلام بودند....


حالا ربط اين موضوع با اردو...


ما سفر معنوي خود را پس از زيارت ايشان در شهر قم آغاز كرديم و.....بعد از چند روز كه سفر به پايان رسيد


دوستان محبت كردند مارا در ميدان 72تن قم پياده كردند (شب 27 اسفند)وگفتنند بليط اصفهان نتوانسته ايم برايتان تهيه كنيم !!؟؟من به اتفاق همسر وپسر 7 ساله ام ويكي از خانمهاي همسفر كه مثل من كارمند بوده ومجبور بودند فردا صبح در محل كار خود حاضر باشند ساعت 9شب در ميدان 72تن پياده شديم تابلكه بتوانيم خود را به اصفهان برسانيم.....مقداري از وقت نماز مغرب و عشاء گذشته بود بنابراين اول گوشه ميدان به مسجد كوچكي رفتيم تا نمازمان را ادا كنيم...پس از نماز من با توجه به موقعيت زماني (نزديك نوروز)و وضع بد وسيله در آن موقع شب متمسك به دامان كريمه اهل بيت شدم واز ايشان خواستم وسيله اي راحت و سريع براي ما مهيا كنند....و از مسجد خارج شديم و كنار ميدان منتظر اتوبوس بوديم ..يك ساعتي طول كشيد ..من به سمت ديگر ميدان رفتم تا شايد وسيله اي در بست كنم ،چند پرايد و سمند كرايه هاي 50 هزارتوماني در خواست كردند ،در همين اثنا خانمم به گوشي من زنگ زد و خواهش كرد به سمت آنها برگردم ..گويا فردي با احتمال اينكه با دو زن تنها ويك بچه خواب طرف است ميخواسته ساكها را بدزدد،سريع برگشتم وطرف كه متوجه شده بود در رفت،همان موقع يك پژو پارس اي ال ايكس جلوي  ما توقف كرد چون احتمال نميدادم چنين ماشيني جهت سوار كردن مسافر توقف كرده باشد ،جلو نرفتم،ولي او اشاره كرد و خانمي كه همسفرما بود ند جلو رفته وپس از صحبت كوتاهي با راننده به من گفتنند اين آقا ميگه اصفهان ميره ،با تعجب سراغ راننده رفتم وازايشان پرسيدم اصفهان ميريد؟(يعني مسافر سوار ميكنيد؟)او گفت با خانواده هستيد ؟گفتم بله  گفت:سوار شويد  من گفتم :ببخشيد كرايه؟ گفت:قابل نداره.....خلاصه با اصرار من كه بايد مشخص كنيد تا سوار شويم ..پس از يك مكث كوتاه گفت دربست 24هزار تومان خوبه؟ با كمال تعجب سوار شديم......


توي راه چون گفت :خواب به سراغش آمده ،سر صحبت را باز كردم و.....در حين صحبتها وقتي فهميد از جنوب برميگرديم...شروع كرد از خاطرات جنگ گفتن ....وكم كم گفت كه بي سيم چي شهيد خرازي بوده....لحظه شهادت شهيد خرازي رفته بوده توي سنگر يك چايي بياورد ...وقتي برگشته ديده همه جا را غبار و گردوخاك گرفته...آري به اصفهان رسيده بوديم..ساعت 10 سوار شديم و 12.30نزديك ترمينال كاوه پياده شديم ،شوهر خانم همسفرمان آمده بود جلويمان و با ماشين ايشان تا دم در خانه....ميبينيد چه راحت و سريع رسيديم؟؟و راننده چه كسي بود؟..


...آن وقت شب ؟آن وقت سال ؟آنجا ؟آنهمه مسافر اصفهان!؟؟....


السلام عليك يا فاطمه معصومه عليها السلام......


پ ن :چون مطمئن نبودم همسفرمان مايل به نوشتن مشخصاتشان باشند لذا تنها با عنوان همسفر از ايشان نام بردم.


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 16:49 موضوع | لینک ثابت


عرض تبریک وتسلیت در خصوص واقعه شیراز....

دلم گرفته بود و میخواستم مطالبی بنویسم که دیدم در وبلاگ یکی از شیرازیهای عزیز مطلب مفصلی نوشته شده لذا تصمیم گرفتم همانها نقل کنم عینا:

۱. منظور از نمايشگاه ادوات نظامي چيست؟

اين نمايش‌گاه، محفظه‌اي است فلزي و شيشه‌اي، با ابعاد حدود 2*3 متر و وزن حدود 600 كيلوگرم. با ارتفاع يك‌متر از سطح زمين كه در بين اعضاي كانون، به «معراج شهدا» معروف است و چند سالي است كه در انتهاي حسينيه سيدالشهداء قرار گرفته است.


معراج شهدا

محتويات معراج، به طور كلي عبارت است از چند گوني خاك، پوتين، نامه‌هاي شهدا، فانوس، چفيه، سربند، قمقمه، پوكه‌ي خمپاره و ... كه در مناسبت‌هاي مختلف، تزئينات متفاوتي را به خود مي‌بيند. به عنوان نمونه بنگريد به:

و:

و:

نتيجه:
معراج شهدا، محفظه‌ي كوچكي است كه به عنوان يادمان شهدا از آن استفاده مي‌شود و مزين به وسايل و ابزاري بي‌خطر است. پس با شنيدن "نمايش‌گاه ادوات نظامي" متصور ِ فضاي بزرگي با تجهيزات توپ و تانك و تفنگ و ... نشويد! همه‌ي نمايش‌گاه همين محفظه‌ي كوچك است!
با توجه به ارتفاعي كه اين يادمان از سطح زمين دارد، فرضيه‌ي جاسازي بمب در زير آن از چند روز قبل منتفي است. چرا كه هر شيئي كه در زير آن قرار مي‌گيرد كاملا قابل رؤيت است. ضمن اين كه كل فضاي حسينيه، هر هفته قبل از شروع مراسم، نظافت شده و مرتب مي‌گردد. بنابراين هر شيئ مشكوكي از ديد اعضاي تداركات، مخفي نمي‌ماند.

۲. عامل انفجار در كجا قرار داشته است؟

عامل انفجار در انتهاي حسينيه و در نزديكي ديوار حائل بين خواهران و برادران منفجر مي‌شود:

- با توجه به اين كه پس از انفجار زمين زير يادمان(معراج) شهدا، حدود 30 سانت گود شده، و با توجه به فاصله‌اي كه معراج شهدا از زمين دارد، محل انفجار بمب، روي زمين، و زير معراج بوده و نه درون محفظه‌ي يادمان.
- اين محفظه‌ي 600 كيلوگرمي پس از انفجار به هوا پرتاب مي‌شود و در چند متري مكان اوليه خودش، سقوط مي‌كند. پايه‌هاي فلزي اين يادمان، در قسمت‌هاي پايين دچار ضربه‌ي شديدي شده و برخي اضلاع آن، قوس برداشته و قسمتي از نيمه‌ي پاييني آن، كلا از محفظه جدا شده است.

در حالي‌كه اگر عامل انفجار درون محفظه قرار داشت، همه‌ي اين اتفاقات، دست‌كم بايد در قسمت مياني و بالايي محفظه هم مي‌افتاد.
- در زمان انفجار، همه‌ي مستمعين، ايستاده بودند و مشغول سينه‌زني بودند. با توجه به ارتفاع محفظه از سطح زمين، اگر عامل انفجار درون محفظه بود، بايد بيش‌تر مجروحين از قسمت بالاتنه مصدوم مي‌شدند؛ در حالي‌كه اغلب بچه‌ها از پايين‌تنه مجروح شده بودند. 
- رنگ قسمت‌هاي زيرين اين محفظه، كاملا سوخته و از بين رفته؛ در حالي‌كه قسمت‌هاي فوقاني، هنوز به رنگ سفيد هستند؛ و اگر عامل انفجار در داخل اين محفظه قرار داشت، مي‌بايست دست‌كم رنگ‌هاي قسمت مياني را نيز از ميان ببرد. اين عكس كاملا گويا است:

معراج شهدا

توجه كنيد: فكر نمي‌كردم نياز به تاكيد داشته باشه؛ يه بار توي متن ذكر شده كه اين محفظه بعد از انفجار، مي‌افته چند متري محل اوليه‌ي خودش؛ و بعد در جريان كمك‌رساني و خروج مجروحين و شهدا، اين محفظه رو انتقال مي‌دن به كنار ديوار مجاور؛ كه رو‌به‌روي محل اصلي خودش بوده... اين كه مي‌بينيد فرش زيرش سالمه به اين دليل هست كه الان توي محل انفجار قرار نگرفته. وگرنه محل انفجار رو مي‌تونيد با توجه به اون گودي‌اي كه ايجاد كرده؛ در جلوي اون ستون سبز‌رنگ که دیوار کنارش فرو ریخته؛ توي اين تصوير ببينيد:

محل انفجار

به روي شانه نعش دوستان است     زبان عدل‌خواهان در دهان است
به قرآن بين بمب و ميـن خنثــــي      تفاوت از زميــن تا آسـمان است


¤¤¤
تصاوير شهداي اين بمب‌گذاري
¤¤¤ انفجار بمب در شيراز

نوشته شده توسط کوثر در روز دوشنبه 26 فروردین1387 ؛ ساعت 15:57 |


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting