عمليات بيت المقدس (بازپس گيرى خرمشهر)
عمليات بازپس گيرى خرمشهر با نام بيت المقدس كه از تاريخ دهم ارديبهشت ۱۳۶۱ به مدت ۲۶ روز در جنوب غربى اهواز انجام گرفت يكى از درخشانترين كارنامه هاى عملياتى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران عليه ارتش عراق به شمار مى رود كه افزون برپايان دادن به ۱۹ ماه اشغال نظامى قسمتى از حساس ترين نقاط خوزستان، ضربه اى قاطع به نيروهاى عراقى وتوان وميل جنگجويى آنان وارد آورد. بى دليل نبود كه بيست روز پس از پايان اين عمليات ، صدام حسين تحت تأثير ضربه كمرشكنى كه اين شكست برارتش وى وارد نموده وهمچنين به جهت بيم از آسيب پذيرى بيشتر درمقابل تهاجمات گسترده تر نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران، در پوشش شعار صلح طلبى ولزوم آمادگى براى نبرد با اسرائيل به مناسبت اشغال جنوب لبنان درآستانه تشكيل كنفرانس سران كشورهاى غيرمتعهد، به صورت يك طرفه اعلام آتش بس داد و دست به عقب نشينى عمومى از ساير مناطق اشغالى زد و شكست خفت بار خودو بويژه از دست دادن خرمشهر را ، يك عقب نشينى تاكتيكى عنوان نمود. جالب اينجاست كه صدام پس از بازپس گيرى خرمشهر از شدت ناراحتى بسيارى از افسران وفرماندهان عالى رتبه ارتش عراق را اعدام يا مجازات كرد.
اجراى عمليات بيت المقدس بامساحت ۶۰۰۰كيلومترمربع، از نظر وسعت در طول جنگ تحميلى نظير نداشت. همچنين گذراندن ۲۶روز عملياتى زير حملات مكرر وپاتك هاى سنگين و متعدد دشمن درمراحل مختلف و دفع دليرانه آنها، نشان دهنده قصد قطعى و اراده استوار براى كسب پيروزى و تأمين هدفهاو بويژه آزادسازى خرمشهر بود.
از نكات برجسته واستثنايى عمليات ، طرح ريزى واجراى عمليات عبور از رودخانه كارون بود كه يكى از مشكل ترين وپيچيده ترين عمليات رزمى است چرا كه چه از نظر طرح ريزى، چه از نظر اجرا وچه از نظر نياز به تداركات ويژگى هاى خاصى داشت. بويژه آنكه عبور از رودخانه در مقياس وسيع حدود ۵ لشگر و باوجودمحدوديت ها وكمبود تجهيزات متداول در ارتش هاى جهان مشكل مى نمود. به هرحال درسايه عزم راسخ فرزندان غيور اين آب وخاك عمليات بيت المقدس باموفقيت به انجام رسيد.
دراين عمليات بزرگ افزون برانهدام و به غنيمت گرفته شدن انواع ادوات جنگى ، حدود ۱۹ هزار نفر از نيروهاى عراقى به اسارت درآمدند و بيش از ۱۶هزارنفر كشته و زخمى شدند و دست كم دولشگر پياده و زرهى عراق منهدم شد.
نيروى هوايى ارتش در حماسه بازپس گيرى خرمشهر
بى شك يكى از بزرگترين افتخارات نيروى هوايى ارتش مربوط به عمليات بازپس گيرى خرمشهر مى شود. نيروى هوايى به منظور تسريع در هماهنگى هاى موردنياز و پشتيبانى هوايى از عملياتها، ستاد ويژه عمليات جنوب را در دزفول تشكيل داد. اين نيرو براى پشتيبانى هوايى از عمليات بيت المقدس طرح شبح ۳ را تهيه كرد كه براساس آن براى عمليات هاى آفندى ۲۰سورتى و براى وضعيت هاى پدافندى ۸ سورتى پرواز پشتيبانى نزديك هوايى پيش بينى شده بود. همچنين نيروى هوايى آمادگى داشت تا در مواقع بحرانى با تعداد بيشترى به درخواست يكان هاى تك ور پاسخ دهد. دراين طرح همچنين براى عكسبردارى هوايى ، پوشش هوايى منطقه ، حمل آماد و نيرو و تخليه مجروحين پيش بينى هاى لازم به عمل آمده بود. (هربار برخاستن و نشستن هواپيما با بالگرد را سورتى گويند) .
دوهفته پيش از آغاز عمليات ، نيروى هوايى فعاليت هاى شناسايى وعكسبردارى از منطقه را شروع و تا ده روز پس از پايان عمليات و آزادسازى خرمشهر ادامه داد. در روزهاى ۱۱ و ۱۲ ارديبهشت ماه ۱۳۶۱ ، نيروى هوايى از عمليات قرارگاه قدس در جنوب كرخه كور و جفير، پشتيبانى مؤثرى به عمل آورد و در نوزدهم همين ماه طى چندين ساعت وبه استفاده از هواپيماهاى سنگين ترابرى حدود ۶۰۰۰نفر از افراد بسيجى را از مشهد به منطقه حمل نمود كه با توجه به بعدمسافت وتعداد افراد و زمان در نوع خود بى نظير است.
خلبانان شجاع و كاركنان فنى وعملياتى وستادى نيروى هوايى با ۸۹۰ سورتى پوشش هوايى، ۸۷ سورتى پشتيبانى نزديك هوايى و ۲۲ سورتى عكاسى و ۸۴۷ سورتى ترابرى هوايى وحمل صدها نفر مجروح وبا مصرف حدود ۴۸هزار پوند مهمات در پيروزى رزمندگان طى عمليات نقش ارزنده اى ايفانمودند. همچنين سيستم پدافند موشكى اين نيروبه همراه سايريگانهاى پدافند هوايى حدود ۶۰ فرونداز هواپيماهاى عراقى را سرنگون ساختند.
بررسى وضعيت نيروهاى عراقى و ايرانى در منطقه عملياتى بيت المقدس
طى مطالعات قرارگاه كربلا، يگان هاى متجاوز ارتش عراق در منطقه عملياتى بيت المقدس تحت كنترل عملياتى سپاه ۳ عراق به فرماندهى سرلشگر ستاد صلاح الدين القاضى قرار داشت و عمدتاً شامل لشكرهاى ۶ و ۹ و ۳ و زرهى، ۵ مكانيزه ، ۱۱ و ۱۵ پياده وتعداد تيپ زرهى، مكانيزه و پياده مستقل يا مأمور از لشگرهاى ديگر وهمچنين يگان هاى ارتش خلق (جيش الشعبى) بود كه اين واحدهاى نظامى مناطق زير را پوشش داده بودند:
۱ ـ از جنوب رودخانه نيسان، غرب هويزه و جفير
۲ ـ جنوب كرخه كور، جنوب غربى اهواز، (از هويزه تا مناطق جنوب پادگان حميد)
۳ ـ جفير
۴ ـ غرب كارون (منطقه عمومى خرمشهر ـ شلمچه)
۵ ـ غرب جاده اهواز خرمشهر ( از مناطق جنوبى جفير تا شمال شلمچه)
۶ ـ كرانه جنوبى اروند از فاو تا جنوب بصره
افزون بر موارديادشده، نيروهاى عراقى براى پدافند از خرمشهر تدابير بسيار ويژه پدافندى به كاربرده بودند. روش دفاعى دشمن عبارت بود از اتكا به مانع عمده رودخانه كارون در جنوب وشرق كه با استفاده از يك خاكريز بسيار مستحكم كاملاً چسبيده به كناره رودخانه واحداث خاكريزهاى متعدد بلند و تقويت شده درزمين هاى باز شمال و غرب اين شهر تقويت شده بود.
همچنين نيروهاى عراقى باتخريب قسمت عمده اى از ساختمان هاى شهر، به منظور از بين بردن فضا و زواياى كور كه در يك عمليات نفوذى احتمالى و جنگ درون شهرى به زيان او بود، و مين گذارى هاى گسترده درون محوطه هاى تسطيح شده وسنگربندى درون خيابان ها وساختمان هاى باقى مانده و ايجاد خاكريز درداخل شهر، آن را به صورتى دورادور و در رده هاى متعدد به گونه اى سازمان داده بود كه تسخير شهر را امرى غيرممكن و يا حداقل بسيار دشوار وخونين جلوه گر مى ساخت.
در خارج از محدوده شهرى، در شرق و شمال آن وتا مسافتى نزديك ۱۰ كيلومتر، خاكريزهاى متعدد شمالى ـ جنوبى و شرقى ـ غربى براى جلوگيرى از نزديك شدن نيروهاى تك ور به سمت خرمشهر ايجاد كرده وموانع ضد هوابرد وضد هلى برن را عليه فرود نيروهاى چترباز و هلى برن نيروهاى ايرانى در مناطق اطراف شهر كه امكان اجراى چنين عملياتى را داشت سازمان داده بود، بدين ترتيب كه صدها شاخه تيرآهن وميله هاى گوناگون اعم از چوبى وآهنى يا تير چراغ برق، كه از خيابان هاى خرمشهر كنده بود، ونيز تعداد زيادى خودرو را به طورعمودى در زمين كاشته ودر فواصل آنها مين گذارى نموده بود. ارتش عراق همچنين دراين منطقه ودر امتداد خط مرز بين المللى، خاكريز بلندى احداث نموده وقادر بود با باز كردن سدهاى موجود روى رودخانه هاى دجله و فرات و ازدياد حجم آب شط العرب و استفاده از كانال هاى مصنوعى موجود، چه درشرق بصره وچه درجنوب هورالعظيم در مناطق مختلف وبسيار وسيعى از شرق بصره، ايجاد آب گرفتگى نموده وپدافند از بصره را به اين روش آسان و در مقابل فضاى مانورى معابر ومسيرهاى پيشروى نيروهاى ايرانى را در شرق بصره محدود يا مسدود نمايد.
يگان هاى ارتش جمهورى اسلامى ايران وسپاه پاسداران انقلاب اسلامى با بهره گيرى از تجربيات عمليات هاى ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين، همراه يكديگر در عمليات آزادسازى خرمشهر شركت نمودند وادغام اين نيروها سبب افزايش توان رزمى آنها شد و سرانجام حماسه بازپس گيرى خرمشهر را رقم زد.
165618.jpg
يگان هاى ارتش و سپاه و نيروهاى بسيج مردمى در سه قرارگاه مشترك با فرماندهى مشترك ساماندهى شدند:
قرارگاه قدس
قرارگاه فتح
قرارگاه نصر
ارتش جمهورى اسلامى ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نيروى به استعداد ۱۹۵ گردان را در عمليات بازپس گيرى خرمشهر وارد عمل نمودند كه از اين تعداد ۶۱ گردان مربوط به نيروى زمينى ارتش و ۱۳۴ گردان متعلق به سپاه پاسداران ونيرهاى بسيج بود وبدين ترتيب يك توان رزمى نسبى ۲ به ۱ به وجود آمد.
راهكارانتخاب شده به وسيله قواى مسلح جمهورى اسلامى كه نه تنها براى فرماندهى نظامى عراق، بلكه براى بسيارى از كارشناسان نظامى غيرقابل پيش بينى بود عبارت بود از:
«تك به دشمن با عبور از رودخانه كارون و تأمين سرپل و استقرار نيروى كافى در غرب رودخانه و ادامه بلافاصله عمليات به منظور انهدام دشمن و آزادسازى خرمشهر و ساير مناطق اشغالى غرب كارون»
بدين ترتيب طى تصميم اتخاذشده عبور از رودخانه برعهده دو قرارگاه فتح ونصر (تلاش اصلى) و درگير نگه داشتن دشمن در ساحل جنوبى كرخه كور و نيسان با قرارگاه قدس (تلاش پشتيبانى) گذارده شد. خلاصه عمليات بدين ترتيب بود كه قرارگاه هاى نصر و فتح پس از عبور از كارون و تأمين سرپل، به سمت خط مرز پيشروى نموده و پس از رسيدن به مرز در مناطق محوله خود، تك را به سمت بصره تا كرانه رودخانه اروند ادامه مى دهند و قرارگاه قدس، با درگير نگاه داشتن دشمن، مانع از اين خواهد شد كه دشمن از اين منطقه برداشت نيرو كرده و عليه تلاش اصلى وارد عمل نمايد.
بدين ترتيب بود كه عمليا ت عبور سريع در مقياس وسيع (حدود ۵ لشگر) در عرضى حدود ۴۰ كيلومتر و با وجود محدوديتهاى بسيار از نظر وسايل عبور و ساير امكانات متداول در ارتش هاى جهان اجرا گرديد به طورى كه دشمن كاملاً غافلگير شد و به همين دليل عمليات مذكور در مقام مقايسه با ساير نبردهاى پيشين متمايز گرديد. نتايج كوبنده عمليات بيت المقدس به همراه ضايعات و خساراتى كه طى نبردهاى ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين به عراق وارد شده بود موجب گرديد تا توانمندى ارتش عراق به شدت كاهش يابد و او را از حالت آفندى به حالت پدافندى درآورد. آثار عمليات بازپس گيرى خرمشهر دركاهش توان رزمى ارتش عراق به حدى بودكه متجاوز از ادامه اشغال برخى مناطق خوددارى كرد و از ترس انهدام كامل نيروهايش، آنان را به خط مرز عقب كشيد. قواى رزمنده در اين عمليات از پشتيانبى هاى بسيار مؤثر توپخانه، هوانيروز، نيروى هوايى، مهندسى، مخابرات و خدمات رزمى برخوردار بودند. يكى از مهمترين پشتيبانى هاى رزمى، توپخانه صحرايى ارتش بود. گرچه به علت عدم ساخت برخى از انواع مهمات توپخانه در داخل و نيز نيازمندى هاى تعميراتى، عمليات توپخانه اى را با مشكلات مواجه مى ساخت، با اين حال يگان هاى توپخانه اى نيروى زمينى در اين عمليات كارآيى و آمادگى رزمى خود را به نحو احسن نشان داده و نقش اساسى و فعال را در پشتيبانى آتش از يگانهاى رزمى ايفا نمودند. در اين عمليات، يگان هاى عملياتى قرارگاه هاى سه گانه با آتش ۳ توپخانه لشگرى و ۲ گروه توپخانه كه شامل ۲۹ گردان توپخانه صحرايى با كاليبرهاى مختلف مى شدند پشتيبانى مى شد. اين تعداد گردان توپخانه داراى دست كم ۵۰۰ قبضه توپ بودند كه همزمان بر روى نيروهاى عراقى آتش مى گشودند.
پايان سخن
آرى۵ ۲ سال پيش، خرمشهر با عمليات بيت المقدس و صرف هزينه هاى مادى و معنوى، پشتكار، همدلى، ايثار، تلاش و برنامه ريزى پس از ۱۹ ماه اشغال آزاد شد. اكنون كه چند سطرى در يادآورى گوشه هايى از آن تلاش نوشته شد، شايد لحظاتى از آن حماسه در يادها زنده شود. ولى افسوس، پس از۵ ۲ سال شايد بسيارى از فرماندهان، افسران، سربازان، رزمندگان، جهادگران و بسيارى ديگر از دلاوران آن روزها در قيد حيات نباشند ولى ما چه كرده ايم! پرسش از مسئولان بخش هاى حفظ آثار و ارزشها ى دفاع مقدس اين است كه چرا پس از گذشت اين همه سال، نتوانسته ايم درعرصه تأثيرگذار سينما هيچگاه اين عمليات بزرگ تاريخ دفاع مقدس را به تصوير بكشيم. همانطورى كه مستحضريد هنوز هم پس از گذشت ۶۰ سال از جنگ دوم جهانى به منظور يادآورى تلاشها و دلاورى، رنج ها و ناراحتى هاى ملل گوناگون درگير جنگ، فيلم ها و سريالهايى ساخته مى شود كه نه تنها در حيطه تخصصى سينما زبانزد مى شود بلكه از نقطه نظر تاريخى و نظامى نيز بى نظير مى باشد. نمونه هاى نظير نجات سرجوخه رايان، فهرست شيندلر، نبرد استالينگراد، نبرد مسكو، روم شهر بى دفاع و ده ها فيلم و سريال ديگر كه قادر بوده اند بسيارى از موارد مربوط به آن دوران را در قالب فيلمى چندساعته پوشش دهند. اى كاش اين برنامه در مورد دلاورمردى هاى فرزندان اين مرز و بوم در دوران دفاع مقدس به ويژه درباره عمليات هاى بزرگى همچون بيت المقدس به بهترين نحو به تصوير كشيده مى شد، حتى چنانچه لازم باشد از كارگردانان بزرگ و نامدار جهان دعوت شود تا با تهيه فيلمى مناسب، ياد و خاطره حماسه هاى عمليات عظيم بيت المقدس را سالهاى سال پايدار سازند. به طورى كه در زمينه خرمشهر فقط دو فيلم «كيميا» و «سرزمين خورشيد» آن هم درباره سقوط شهر را در كارنامه رسالت تبليغاتى خود نداشته باشيم.
و اما صياد شيرازي:
در مرحله دوم عمليات، بعد از هفده ماه براي اولين بار نيروهاي قرارگاه فتح به نقطه مرزي رسيدند؛ اگر اين اتفاق در جبهة نصر هم مي‌افتاد محاصره خرمشهر دور از دسترس نبود اما عراقي‌ها مي‌فهميدند كه خرمشهر چه تأثيري در سرنوشت جنگ دارد. بنابراين تمامي توان خود را به ايستگاه حسيني و شلمچه ريخته بودند تا چنين نشود.
حدود عصر از قرارگاه ارتش عراق اعلام شد صدام‌ حسين به جبهه آمده است. هرچه كه بود از اين لحظه عراقي‌ها چنان در مواضع خود پافشاري كردند كه نيروهاي عمل‌ كننده نتوانستند قدم از قدم بردارند. فرماندهان ايراني ترديدي نداشتند كه عراق قصد پاتك سنگيني دارد. قرارگاه كربلا دستور توقف داد و اعلام كرد يگان‌ها مواضع پدافندي خود را مستحكم كنند.
اكنون نه تنها دو طرف درگير در جنگ، بلكه همة جهان توجه‌اشان به خرمشهر بود. همه مي‌دانستند كه برنده اين جنگ در اين نقطه مشخص خواهد شد. عراق با تمام توانش مي‌كوشيد خرمشهر را حفظ كند و رزمندگان ايران بي‌توجه به كاستي‌هاي تسليحاتي خود، اميدوار بودند شهرشان را آزاد كنند. به همين اميد فرماندهي قرارگاه كربلا، نيروهاي قرارگاه نصر را به ده تيپ رساند و ساعت 2 بامداد روز بيست ارديبهشت، دستور حمله داد. اما كاري از پيش نرفت. آن‌ها تنها توانستند يك تا سه كيلومتر پيش بروند. فرماندهي قرارگاه كربلا براي حملة مجدد فقط توانست پنج گردان ديگر بازسازي كند و به كمك نصر بفرستد تا فردا شب نيز دوباره حمله كنند.كردند و اين بار نيز توفيقي حاصل نشد.
ظهر همان روز فرماندهان ارشد براي شور به ستاد قرارگاه نصر فراخوانده شدند. سرهنگ صياد و محسن رضايي وقتي به آن‌جا رسيدند كه بيش از پنجاه نفر آدم با ربط و بي‌ربط از فرمانده لشگر گرفته تا نمايندة مجلس در آن‌جا جمع بودند. آنان خسته‌تر از آن بودند كه او انتظار داشت. تعدادي از آنان با اشاره به خستگي و فرسودگي ناشي از دو هفته جنگ بي‌امان، با ادامة عمليات مخالف بودند. فرصتي مي‌خواستند تا يگان‌هاي آسيب ديده را بازسازي كنند. اما سرهنگ اصرار بر ادامة كار داشت. اما فشار رواني به فرماندهان در حدي بود كه يكي از سرهنگانش سلسله مراتب يادش رفت در جلو همه به فرماندهش تاخت و پافشاري او را براي ادامة تك يك نوع لجاجت دانست. سرهنگ صياد فكر مي‌كرد اگر خرمشهر الان آزاد نشود، ديگر چنين فرصتي شايد پيش نيايد. با اين وجود فضاي جلسه سنگين‌تر از آن بود كه او روي نظرش بيش‌تر از اين ايستادگي كند به ناچار پذيرفت، حمله تنها دو يا سه روز عقب بيفتد.
در عمل اين دو يا سه روز يك هفته طول كشيد. هفته‌اي كه نه تنها براي رزمندگان كه براي همة مردم ايران به اندازة سالي طول كشيد. آنان در پشت جبهه براي شنيدن خبر آزادسازي خرمشهر لحظه شماري مي‌كردند. سردبيران روزنامه‌ها هر روز به قرارگاه زنگ مي‌زدند كه آيا براي اعلام آزادي خرمشهر جالي خالي بگذارند!

"فقط مانده بود خونين‌شهر. از شمال تا منطقة طلاييه جلو رفته بوديم و در كوشك به جادة زيد حسينيه رسيده بوديم و الحاق انجام شده بود. جادة اهواز به خونين‌شهر هم كاملاً باز شده بود. پادگان حميد هم آزاد شده بود و سه قرارگاه روي يك خط قرار داشتند.
در اين‌جا، نقص ما وضعيت دشمن در خونين‌شهر بود. بين خونين‌شهر و شلمچه، دشمن مثل يك غدة سرطاني هنوز وجود داشت…
از عقب جبهه گزارش مي‌شد كه مردم با اين كه مي‌دانند حدود 5000 كيلومتر آزاد شده و حدود 5000 نفر هم اسير گرفته‌ايم، و عمدة استان خوزستان آزاد شده، ولي مرتب تكرار مي‌شود: خونين‌شهر چه شد؟
يعني تمام عمليات يك طرف، آزادي خونين‌شهر طرف ديگر. براي خودمان هم اين مطلب مهم بود كه به خونين‌شهر دست پيدا كنيم. مي‌دانستيم اگر خونين‌شهر را نگيريم، دشمن همان‌طور كه در شمال شهر اقدام به حفر سنگر كرد، در محور ارتباطي خونين‌شهر به شلمچه هم اقدام به حفر سنگرهاي سخت مي‌كند و ما ديگر نمي‌توانيم به اين سادگي به هدف برسيم."

در جبهه كار گره خورده بود. براي رهايي از اين بن‌بست عقل‌ها به جايي قد نمي‌داد. دو راه در پيشِ‌رو بود: يا بايد خرمشهر را مي‌گرفتند ـ كه در اين چند روز براي دست يافتن به آن به هر دري زده بودند ولي موفق به فتح آن نشده بودند.‌ـ يا بايد به سوي بصره مي‌رفتند. از قضا بيش‌تر كارشناسان نظامي كه از دور دستي بر آتش داشتند، همين را پيشنهاد مي‌كردند و از تهران نامه‌هايشان را به قرارگاه كربلا ارسال مي‌كردند و مُصر بودند نظرشان اعمال شود. آن‌ها گمان مي‌كردند با تهديد بصره، عراق مجبور مي‌شود دل از خرمشهر بكَند. اما آناني كه در جبهه بودند و توان نيروهاي خودي را مي‌ديدند، مي‌فهميدند كه چنين كاري شدني نيست.
اتفاقاً پيش از اين سرهنگ صياد هم به چنين نتيجه‌اي رسيده بود. او ساعت 24 شب 21 ارديبهشت، افسران عملياتي خود را براي شور ستادي فرا خواند. گفت با فرماندهان سپاه به اين نتيجه رسيده‌اند كه قرارگاه فتح تقويت شود، «بنا به دستور يا از منطقة قرارگاه قدس و يا از منطقة قرارگاه نصر، وارد عمل شده و به سوي بصره تك نمايد.» و آن دو قرارگاه ديگر هم پدافند مناطق آزاد شده را به عهده بگيرد.
آن شب يكي از افسران او اجازه گرفت و به شدت با اين طرح مخالفت كرد و احتمال موفقيت در آن را بسيار كم دانست. اما سرهنگ نظرات او را نپذيرفت. وقتي بقيه افسران هم از نظرات نفر پيشين پشتيباني كردند، او از جا دررفت و دستور داد در اين باره ديگر بحث نكنند و گرنه خود شخصاً وظايف آن‌ها را انجام خواهد داد و براساس اين تصميم وظايف جزء به جزء يگان‌ها را ابلاغ خواهد كرد. اما اتفاقي كه در آن محور افتاد باعث شد عجالتاً بصره را فراموش كنند.
شكست‌هاي پي‌درپي صدام در جبهة جنگ باعث شد دوستان عربش در منطقه به وحشت بيفتند. شوراي همكاري خليج‌فارس جلسه گذاشت. صدام گفت عقب‌نشيني‌هايش تاكتيكي بوده است و براي اين كه قدرتش را به آنان نشان دهد در محور قرارگاه قدس حمله سنگيني كرد و پاسگاه شهابي را مجدداً اشغال كرد. در تبليغات خارجي اين حمله خيلي بزرگ جلوه داده شد و به همين بهانه صدام به تعدادي از فرماندهانش نشان شجاعت داد. هرچند اين حمله دستاورد زيادي براي ارتش عراق نداشت، اما شكستن خط خودي و نيز تجهيزات و قدرتي كه ارتش عراق از خود به نمايش گذاشت، به فرماندهان ايران فهماند كه حمله به طرف بصره راحت‌تر از حمله به خرمشهر نيست. پيشروي به سوي بصره نياز به امكاناتي داشت كه قرارگاه كربلا فاقد آن بود. پيش از عمليات آنان تنها براي بيست روز مهمات تدارك ديده بودند كه اكنون آن بيست روز رو به اتمام بود. از سوي ديگر سرهنگ صياد آن قدر دستش از نيرو خالي بود كه براي ادامة عمليات، مجبور شد چهار تيپ از نيروهاي قرارگاه فجر را به خرمشهر آورد. اين ريسك خطرناكي بود. اكنون منطقة عملياتي فت‍ح‌المبين چنان خالي از نيرو شده بود كه اگر عراق مي‌توانست در آن‌جا كاري كند، چه بسا تمامي زميني را كه دو ماه پيش از دست داده بود، مجدداً مي‌توانست بگيرد. البته سرهنگ معتقد بود ارتش عراق نيز مانند ايران فعلاً تمام توش و توانش را براي منطقة خرمشهر گذاشته است.
هرچه كه بود فعلاً بايد تنها به خرمشهر فكر مي‌كردند. اين تأخير يك هفته‌اي باعث شد عراق از جنوب شرقي خرمشهر پلي روي اروند نصب كند تا روز مبادا از آن محور هم بتواند نيروهايش را پشتيباني كند. طبيعي بود اگر تأخير بيش‌تر از اين ادامه داشت، عراق با ايجاد موانع مستحكم ديگري راه رسيدن به خرمشهر را دشوار‌تر از اين كه هست، مي‌كرد.
چندين جلسة مشورتي با حضور فرماندهان سپاه و ارتش برگزار شد. نيروها هيچ آمادگي ادامة عمليات را نداشتند. دو فرمانده عالي‌رتبة جنگ وقتي از آن جلسات طرفي نبستند، از جبهه به اهواز برگشتند تا در فضاي خلوت دنبال راه چاره باشند و سرانجام آن را يافتند. با تغييري در طرح بايد عجالتاً خرمشهر را به محاصره در مي‌آوردند تا در فرصت بعد آن را اشغال كنند. خبر محاصرة خرمشهر باعث مي‌شد نيروهاي مردمي به جبهه بشتابند و با انگيزة بهتري كار دنبال شود.

"چشم‌هايمان از خوشحالي درخشيد. مثل اين كه كار تمام شده بود. حالت جالبي است كه فرماندهي مطمئن باشد طرحي كه مي‌خواهد به اجرا در بياورد، در اين طرح اطمينان پيروزي هست. يعني ما پيروزي را در آن جرقة ذهني كه به وجود آمد، ديديم.
دو تايي باهم صحبت كرديم. مشكل كار در اين بود كه اين طرح را چطور به فرماندهان ابلاغ كنيم. با آنان بحث‌هاي ديگري كرده بوديم و حالا يكدفعه اين طرح را مطرح مي‌كرديم. در ذهن مان بود كه مي‌گويند مشورت‌هايمان چه شد؟ مخصوصاً بچه‌هاي سپاه، اهل بحث و مشورت و اين چيزها بودند و فكر مي‌كرديم اگر يك موقع چيزي را في‌البداهه بگوييم، ممكن است برايشان سنگين باشد.
خداوند ياري كرد و گفتم: من اين را ابلاغ مي‌كنم.
يعني مسؤوليت ابلاغش را به عهده گرفتم. آقاي محسن رضايي هم قبول كرد و گفت: اشكالي ندارد. از طرف من هم شما به سپاه و ارتش ابلاغ كنيد.”
دو فرمانده عالي رتبة جنگ وقتي از آن جلسات طرفي نبستند، از جبهه به اهواز برگشتند تا در فضاي خلوت دنبال راه چاره باشند و سرانجام آن را يافتند.....


 

نوشته شده توسط علیرضا ژیانپور در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ساعت 2:33 موضوع | لینک ثابت